سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن گرامیداشت هفته وحدت.خداوند متعال در قرآن عزیز می فرماید: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا.همگی به ریسمان خدا، چنگ زنید، و پراکنده نشوید!
دو نکته کوتاه پیرامون این آیه شریفه اشاره می شود:
1. در این آیه شریفه امت مسلمان را امر به اتحاد می کند.و سلایق مختلف مذاهب اسلامی نباید ما را از نعمت اتحاد محروم کنند و محور اتحاد مشترکات مثل خدای واحد و قرآن و قبله و پیامبر واحد و محبت اهل بیت باشد. بیانات در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی ۱۴۰۲/۰۲/۰۲
2. آنچه وظیفهى مسلمانان است - چه مسلمان شیعه، چه مسلمان سنّى - این است که با تحریک احساسات یکدیگر، به دشمن کمک نکنند؛ شیعه و سنی باید بداند، چنانچه اختلاف و دعوا و ایجاد حساسیت میان شیعه و سنّى تحریک بشود، دشمن مشترک، دشمن اصلى، سود خواهد برد، نباید اجازه داد که دشمن سوء استفاده کند. طرفین علاوه بر اینکه باید باید مراقب باشند، احساسات یکدیگر را تحریک نکنند، به مقدّسات یکدیگر نیز اهانت نکنند. بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم بهمناسبت عید غدیر ۱۳۹۳/۰۷/۲۱
تعجیل در فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و سلامتی امام خامنه ای حفظه الله صلواتی عنایت بفرمایید
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم.خداوند متعال در قرآن عزیز می فرماید میخواهید از بدبخترین و زیانکارترین افراد به شما خبر بدهم؟ قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا .
خداوند متعال در سوره کهف می فرماید: زیانکارین مردم کسانی هستند تمام سرمایه مادی و معنوی خودشان را در مسیر انحراف و نادرست از دست بدهند و از طرفی عبرت نمی گیرند و تصورشان این است که درست عمل کرده اند.( الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا)
بزرگترین خطر این است که انسان مسیر نادرست را برود و اشتباه و زیانش را توجیه کند و خوب بداند.
یک سوال جدی چطور میشه که انسان دچار این حالت روانی می شود:
خداوند در همین آیات سوره کهف قرآن برای این بیماری سه عامل اشاره می کند:
اول:فراموش کردن خدا و توجه نکردن به نشانه های خدای متعال در زندگی.اولئک الذین کفروا بایات ربهم
دوم:فراموش کردن معاد. اگر انسان احساس نکند قدرتی مراقب اعمال اوست و همه را برای یک دادگاه بزرگ حفظ و نگهداری می کند، اعمالش را اصلاح نمی کند.(بلقائه)
سوم: استهزای دستورات و آیات خدا و پیامبر.( وَاتَّخَذُوا آیَاتِی وَرُسُلِی هُزُوًا) بدانیم وتوجه کنیم آنچه باعث سقوط انسان می شود، استهزای دستوارت خداست.حتی عمر سعد لحظه ای که سخن ولیّ خدا سید الشهدا را استهزا کرد (در جواب حضرت که فرمود: امیدوارم از گندم ری نخوری، از روی استهزا گفت : ای حسین (علیه السلام ) اگر گندم نباشد، جو هم می توان خورد)بیچاره عالم گشت.
خداوند بلیات و گرفتاری را از قاطبه امت اسلام برطرف گرداند به برکت صلوات
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم
رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم درباره ازدواج در روایتی می فرمایند: إذا جاءَکُم مَن تَرضَونَ خُلُقَهُ و دِینَهُ فَزَوِّجُوهُ «إلاّ تَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتنَةٌ فی الأَرضِ و فَسادٌ کَبیرٌ»
هرگاه کسى به خواستگاری دختر شما آمد که اخلاق و دینش را مى پسندید، به او همسر بدهید که «اگر چنین نکنید در روى زمین فتنه و فساد بزرگى پدید آید.»
چند نکته کوتاه پیرامون حدیث شریف:
1. آن چیزی که در مورد ازدواج، در درجۀ اوّل اهمیت قرار دارد و باید ملاک باشد و چیزهای دیگر در کنارش اهمیتی کمتر دارند عبارت است از دین و اخلاق و امانتداری. لذا ثروث و موقعیت دنیایی ملاک نیست. چرا که زندگی عموماً با معیار دین واخلاق و امانت، زندگی سالمی خواهد شد. و اگر کسی به ظاهر دیندار است ولی بد اخلاق است معلوم می شود که چنین فردی به حسب معیارهای ظاهری دیندار است اما به حسب معیارهای واقعی دین او سست است.
2. یکی از سفارشات دین فراهم کردن زمینه ازدواج جوانان است و اگر بهانه ازدواج نکردن معیشت است جوانان عزیز و پدر و مادر به وعده الهی در سوره نور آیه 32 اطمینان کنید که با ازدواج وضعیت معیشتی زن و مرد سخت تر نمی شود بلکه خداوند می فرماید اگر فقیر هستند از فضل خودش بی نیاز می کند یعنی ازدواج ممکن است گشایش هم ایجاد کند.
3. زن و شوهر، مثل دو همسنگر و مثل دو شریکند. اینگونه نباشد که مثل بعضی از محیطهای جاهلی و بدور از معارف اسلام، مرد به زن زور بگوید و او را به کلی از حوزهی زندگی و تصمیمگیری خارج بداند؛ همچنین اینگونه نیز مانند برخی از محطیهای جاهلی دیگر نباشد که از اروپا یاد گرفتهاند، زنها مرد را تحقیر و ذلیل کنند بلکه باید، مثل دو رفیق، دو همسنگر، دو شریک و دو همکار باشند. منتها، هرکدام - همانطور که خدای متعال قرار داده - برای یک کار مناسبند. هر کدام مخصوص یک کار هستند. نه کار این از عهدهی او برمیآید، نه کار او از عهدهی این برمیآید.
جهت فراهم شدن زمینه ازدواج آسان و برطرف شدن مشکلات صلواتی رو عنایت بفرمایید
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن تبریک ایام آغاز امامت امام زمان عج. امام صادق در یک روایت نوارنی می فرمایند: مَن ماتَ مُنتظِرا لهذا الأمرِ کانَ کَمَنْ کانَ مَع القائمِ فی فُسْطاطِهِ. [ بحار الأنوار : 52/146/69. ]
هر که در حال انتظار ظهور حضرت مهدی از دنیا برود همچون کسى است که با حضرتش در خیمه و معیت او باشد.
چند نکته کوتاه پیرامون حدیث شریف:
انتظار فرج یعنی همهی سختیها قابل برداشته شدن و برطرف شدن است. نه اینکه بنشینید انتظار بکشید بلکه دل شما گوش به زنگ باشد. همانند قضیه موسی که به مادرش گفته شد: اِنّا رادُّوهُ اِلَیکِ وَ جاعِلوهُ مِنَ المُرسَلین. این بچّه را به تو برمیگردانیم و او را هم از مرسلین قرار میدهیم و نجاتتان خواهد داد.که همین وعده انتظار برگرداندن موسی به مادرش توسط حق تعالی سبب مقاومت بنی اسرائیل و پیروزی آنها بر فرعون شد.
انتظار فرج افضل اعمال معرفی شده است. به اشتباه تصور نشود که انتظار یعنی اینکه دست روی دست بگذاریم و منتظر بمانیم تا یک کاری بشود. بلکه انتظار یک عمل است و آماده سازی و تقویت انگیزه از دل و درون است و نشاط و تحرک و پویایی در همه زمینه ها است.
این در واقع تفسیر این آیه کریمه است «ان الارض للَّه یورثها من یشاء من عباده و العاقبة للمتقین».(۴) یعنی هیچوقت ملتها و امتها نباید از گشایش در امور مأیوس شوند.
بزرگترین وظیفهی منتظران امام زمان این است که از لحاظ معنوی و اخلاقی و عملی و پیوندهای دینی و اعتقادی و عاطفی با مؤمنین را تقویت کند و همچنین برای پنجه درافکندن با زورگویان، خود را آماده کنند. کسانی که در دوران دفاع مقدس، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدس شرکت میکردند، منتظران حقیقی بودند.
.
تعجیل فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و سلامتی مراجع عظام خصوصات امام خامنه ای حفظه الله صلوات
متن اصلی جهت مطالعه بیان کنندگان محترم:
انتظار فرج یعنی همهی سختیها قابل برداشته شدن و برطرف شدن است. نه اینکه بنشینید انتظار بکشید؛ [بلکه] دل شما گوشبهزنگ باشد. همینطور که در قضیّهی حضرت موسیٰ به مادرش گفته شد: اِنّا رادُّوهُ اِلَیکِ وَ جاعِلوهُ مِنَ المُرسَلین؛(۱) این بچّه را به تو برمیگردانیم و او را هم از مرسلین قرار میدهیم و نجاتتان خواهد داد؛ این، بنیاسرائیل را مستحکم کرد. بنیاسرائیل در مصرِ فرعونی، سالهای متمادی، مقاومت کردند؛ البتّه بعد خراب شدند، امّا سالها مقاومت کردند. همین مقاومت بود که موسیٰ را آورد و حرکتش را آغاز کرد و دنبال او راه افتادند و به نابودی فرعون و فرعونیان منتهی شد؛ این، انتظارِ فرج است.۱۴۰۲/۰۱/۲۹
معلوم میشود انتظار، یک عمل است، بیعملی نیست. نباید اشتباه کرد، خیال کرد که انتظار یعنی اینکه دست روی دست بگذاریم و منتظر بمانیم تا یک کاری بشود. انتظار یک عمل است، یک آمادهسازی است، یک تقویت انگیزه در دل و درون است، یک نشاط و تحرک و پویایی است در همهی زمینهها. این، در واقع تفسیر این آیات کریمهی قرآنی است که: «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین» (۳) یا «ان الارض للَّه یورثها من یشاء من عباده و العاقبة للمتقین».(۴) یعنی هیچوقت ملتها و امتها نباید از گشایش مأیوس شوند.۱۳۸۴/۶/۲۹
بسمالله الرحمن الرحیم. ضمن عرض تسلیت. امام حسن عسکری علیهالسلام در حدیثی نورانی میفرمایند: «اَلْغَضَبُ مِفتاحُ کُلِّ شَرّ»؛ خشم، کلید هر بدی و زشتی است. (تحفالعقول، ص ۴۸۸)
چند نکته کوتاه دربارهی این حدیث شریف:
۱. یکی از حالتهایی که در روایات بهشدت نکوهش شده و بهنوعی نشانهای از نادانی و رفتارهای ناپسند دوران جاهلیت شمرده شده، حالت خشم و غضب است. بسیاری از جرائم، جنایتها و اختلافات خانوادگی از همین خشمهای مهارنشده ناشی میشود. البته باید توجه داشت که خشم در برابر دشمنان خدا، خشم شایستهای است.
۲. برای مهار خشم راهکارهایی بیان شده که میتوان آنها را برای مدیریت این حالت به کار بست:
الف) دوری از موقعیتهای خشمآفرین: زمانی که طرف مقابل - مانند همسر یا دوست - خسته یا بیحوصله است، زمان مناسبی برای انتقاد نیست. در چنین لحظاتی، همانطور که در روایات توصیه شده، بهتر است سکوت کنیم و به گفتوگو نپردازیم. یا اگر شخص مقابل آغاز به صحبت کرد، از واکنش نشان دادن بپرهیزیم.
ب) ترک موقعیت: چنانچه حس کردید شرایط برای عصبانیت در حال شکلگیری است، از آن مکان فاصله بگیرید. حتی رفتنِ کوتاهمدت و قدم زدن در فضایی آرام و تنفس عمیق، میتواند کمککننده باشد. اگر امکان ترک محیط نبود، میتوان به توصیههای بعدی عمل کرد.
توجه به این نکته ضروری است که درمان ریشهای خشم، نیازمند اصلاح زمینههای روحی و اخلاقی آن است؛ چرا که عصبانیت ریشه در ویژگیهای درونی ما دارد. برای مثال، خودبرتربینی، زورگویی یا کوچک شمردن دیگران، از دلایل مهم بروز خشم هستند. (برگرفته از شرح چهل حدیث امام خمینی، ص ۱۴۱ و ۱۴۲)
تعجیل در فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و پیروزی کامل جبهه مقاومت صلوات
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم. امام صادق علیه السلام در روایتی می فرمایند: لا تَکُن بَطِرا فِی الغِنى ، و لا جَزِعا فِی الفَقرِ. در غنی و ثروت سرمست مشو و در تهیدستى بیتابى مکن.
غنا و فقر دو پدیده واتفاق در زندگی انسان هست که برای هر فردی در دوران عمر رخ می دهد که ممکن است با اختیار فرد باشد یا بدون اختیارش باشد.
خود فقر و غنا بد نیستند چرا که گاهی اوقات غنا و ثروت وسیله نجات و سعادت انسان می شود لذا در روایات آمده: نِعمَ العَونُ عَلى تَقوَى اللّه ِ الغِنى؛توانگرى ، یاورى نیکو براى تقواست. از طرفی نیز فقر و نداری گاهی موجب سعادت و جلب رحمت الهی می شود.
آنچه غنا و فقر را ناپسند و مذموم می کند، این است که انسان در هنگام غنا و ثروت به طغیان و سرکشی و غرور بیفتد و یا در هنگام فقر به جزع و اضطراب و بی قراری دچار شود.
متن اصلی جهت مطالعه بیان کنندگان:
مرتبۀ ثالثه
صورت ثانیه
جلسه 64، 1379/2/25
من وصیة ابی عبدالله(علیهالسلام) لابن جندب: و لاتکن بطراً فی الغنی و لاجزعاً فی الفقر.
(تحف العقول، صفحۀ304)
فقر و غنی، دو پدیده و دو عارضه در زندگی انسان هستند که برای هر کس در دوران عمر پیش میآید که ممکن است با اختیار شخص باشد و یا بدون اختیار او.
و این دو پدیده فی حدّ نفسه قبح و بدی ندارند؛ غنی گاهی وسیلۀ نجات و سعادت انسان میشود و لذا در روایات وارد شده: نعم العون الغنی علی التقی. و فقر نیز گاهی موجب خوشبختی انسان است؛ چون نداشتن پول و قدرت در بعضی موارد درِ خیرات را به روی انسان میگشاید. پس این دو پدیده وسیلۀ آزمایش الهی میباشند که برای افراد مقدّر شده و به خودیِ خود قبحی ندارند، لکن آنچه که این دو عارضه را به مرز صفت مذموم میرساند آن است که انسان هنگام غنی و ثروت به طغیان و سرکشی و غرور بیفتد و یا در هنگام فقر به جزع و اضطراب و بیقراری دچار شود
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم. امام باقر علیه السلام در روایتی نورانی می فرمایند:
إنَّ للّه ِ عُقوباتٍ فی القُلوبِ والأبدانِ : خداوند متعال گاهی بندگانش را در دنیا به شکلهایی مختلف عذاب میکند.
برخی اوقات به : ضَنْکٌ فی المَعیشَةِ.یعنی بعضی از این عذابها مربوط به زندگی مادّیِ انسان است مثل تنگی معیشت البته همین جا عرض کنم که همیشه سختی معیشت عذاب نیست، گاهی ابتلاء و امتحان الهی است، همچنان که گاهی هم در اثر ناسپاسیها و کردار زشت انسان است.
برخی اوقات به: وَهنٌ فی العِبادَةِ. یعنی بعضی از عذابها مربوط به جنبههای روحی است مثل سستی و بیحوصلگی در عبادت. یا انسان گاهی رغبتی به دعا ندارد یا در نماز حضور قلب برایش پیدا نمیشود یا موفّق به نافله و تهجّد و مناجات با خدا نمیگردد.علت این سستی یک جهتش قساوت قلب است. در حالی که اکثر مردم به این نوع عقوبت اصلاً توجّهی ندارند. و حضرت می فرمایند: "وما ضُرِبَ عَبدٌ بِعُقوبَهٍ أعظَمَ مِن قَسوَةِ القَلبِ". به هیچ بنده اى کیفرى بزرگتر از سختدلى چشانده نشده است.
خداوند لطف و محبتش را شامل حال بگرداند و فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را برساند به برکت صلوات
متن اصلی جهت مطالعه بیان کنندگان محترم:
مراتب تسبیب
مرتبۀ ثانیه
صورت اولیٰ
جلسه 51، 1378/12/10
من مواعظ ابی جعفر(علیهالسلام):
انّ لله عقوبات فی القلوب و الأبدان، ضَنکٌ فی المعیشة و وَهنٌ فی العبادة و ما ضُرِب عبدٌ بعقوبة أعظمَ مِن قسوة القلب.
(تحف العقول، صفحۀ 296)
خداوند متعال گاهی بندگانش را در دنیا عذاب میکند. بعضی از این عذابها مربوط به زندگی مادّیِ انسان است مثل تنگی معیشت (البته باید دانست که همیشه هم تنگیِ معیشت عذاب نیست، گاهی ابتلاء و امتحان الهی است، لکن گاهی هم در اثر ناسپاسیها و کردار زشت انسان است)، و بعضی از عذابها مربوط به جنبههای روحی است مثل سستی و بیحوصلگی در عبادت (که اکثر مردم به این نوع عقوبت اصلاً توجّهی ندارند). گاهی انسان رغبتی در دعا ندارد یا در نماز اقبال و حضور قلب برایش پیدا نمیشود، موفّق به نافله و تهجّد و مناجات با خدا نمیگردد. همۀ اینها کیفر گناهان آدمی است، چنانچه در دعا وارد شده است: «اللهم اغفر لی الذنوبَ التی تَحبس الدّعاء».
یک احتمال در معنای حبس دعا این است که انسان در اثر قساوت قلب، میل به دعا پیدا نمیکند و این بزرگترین عقوبت الهی است
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم. امام صادق علیه السلام در روایتی می فرمایند: ما ضَعُفَ بَدَنٌ عمّا قَوِیَت علَیهِ النِّیَّةُ. هیچ بدنى در انجام آنچه نیّتِ بر آن قوى باشد، ناتوان نیست.
چند نکته کوتاه در توضیح حدیث شریف:
1. امام صادق علیه السلام در این حدیث شریف به یک نکته روانشناسی اشاره می کنند و آن هم این است که اگر انسان بر یک هدف ممکنی تصمیم راسخ و قوی و استوار بگیرد، بدن و جسم او نسبت به آن توانمند می شود و طاقت می آورد. مثلا در یک روز گرمِ تابستان، اگر تصمیم و عزمِ راسخ پیدا کردید که روزه بگیرید، بدانید که بدن شما با شما همراهی خواهد کرد. لذا کسانی که در حال معمولی، راه رفتن معمولی هم برایشان آسان نیست، اما وقتی خطر مرگی وجود دارد، میبینید مثل جوانها میدوند! بدن همراهی میکند چون این عزم، راسخ و قوی است.
2. در موارد فراوانی که جسم ما توانایی و کارایی لازم را ندارد باید علتش را در نیت و اراده و تصمیم خودمان جستجو کنیم و طبیعتا برای رسیدن هدف باید تصمیم و اراده قوی داشته باشیم.مثلا اگر کسی نسبت به نماز یا هر کار خیر دیگری سستی و تنبلی را در خودش مشاهده می کند نتیجه نداشتن یک تصمیم قوی و اراده قوی هست.
خداوند توفیق اراده قوی و تصمیم راسخ را در کارها به همه ما عنایت بفرماید به برکت صلواتی بر محمد و ال محمد
متن اصلی:
الشرط الثالث: استمرار القصد- درس 109
جلسه 109، یک شنبه 1394/10/13
حدیث:
عن فضیل بن یسار قال: قال الصادقُ جعفر بن محمد«علیهماالسلام»: ما ضَعُفَ بدنٌ عَمّا قَوِیَت علیه النِیَّة. میفرماید: هر آن هدفی و هر آن کاری که نیّت شما، عزم شما بر آن، راسخ و قوی باشد، بدن شما نسبت به آن ضعیف نخواهد بود. انسان نسبت به بعضی از امور، عزم راسخ پیدا نمیکند. مثلاً انسانِ عاقل تصمیم بر پرواز نمیگیرد؛ چون امرِ محالی است. لکن نسبت به امور ممکنۀ عالم اگرچه دشوار است، نیّتِ شما متمرکز میشود. میفرماید: در این موارد، اگر نیّتِ شما قوی بود یعنی عزمِ راسخ داشتید، بدن شما در راه نخواهد ماند، طاقت خواهد آورد. فرض کنید در یک روز گرمِ تابستان، اگر تصمیم و عزمِ راسخ پیدا کردید که روزه بگیرید، بدانید که بدن شما با شما همراهی خواهد کرد. تأثیر نیّت، تأثیر عزم در جوارح و اعضای انسان، این را شاید روانشناسها و کسانی که در مسائل مربوط به روان و اعصاب انسان کار میکنند، امروز شاید تصدیق کنند، شاید با مقدمات علمی این را ثابت کنند. عزم راسخ انسان، بدن را به کار میگیرد، نیروهای خفتۀ در بدن را بیدار میکند، به او نیرو میبخشد. لذا کسانی که در حال معمولی، راه رفتن معمولی هم برایشان آسان نیست، اما وقتی خطر مرگی وجود دارد، میبینید مثل جوانها میدوند! بدن همراهی میکند چون این عزم، راسخ و قوی است. این، درس است. در موارد فراوانی که ما میبینیم نمیتوانیم، جسمِ ما کارائیِ لازم را ندارد، بگردیم منشأش را در نیت خودمان، در عزم خودمان پیدا کنیم، عزم و ارادهمان را قوی کنیم. امالی، صفحۀ 408
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم
پیامبر خدا صلی الله علیه و اله در روایتی می فرمایند: یَدُ اللّه ِ تعالى فَوقَ رُؤوسِ المُکَفَّرِینَ تُرَفرِفُ بالرَّحمَةِ.
رحمت خدای تبارک و تعالی بر سر هر کسی که کار نیک او مورد ناسپاسی دیگران قرار می گیرد، گسترده است.
دو نکته کوتاه پیرامون حدیث شریف:
1. برخی از افراد در جامعه یا فامیل یا در خانواده کار خیری و نیکی انجام می دهند اما متاسفانه مورد ناسپاسی دیگران قرار می گیرد، ممکن است از انجام کار خیر مایوس شود ولی این حدیث شریف نقطه امیدی را بیان می کند و آن اینکه کسی که خدمتش مورد ناسپاسی و کفران واقع شده، بداند که این ناسپاسی دیگران موجب جلب رحمت خداست و ترازوی خدای متعال دقیق است لذا کسی که در این دنیا سختی یا غمی را برای خدا تحمل کند اجری در مقابلش هست و خدا کم نمی گذارد.
2. در میان افراد متاسفانه افرادی هستند که دوست دارند بر کار نکرده یا بر حسن نداشته خود، پاداش و ستایش دریافت کنند، خداوند متعال در قرآن عزیز می فرماید خیال نکنند که این افراد از عذاب الهی دور هستند بلکه عذابی دردناکی در انتظارشان هست.( یُحِبُّونَ أَنْ یُحْمَدُوا بِمَا لَمْ یَفْعَلُوا فَلَا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَةٍ مِنَ الْعَذَابِ ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ)
جهت قبول زیارت و سلامتی همه زائرین و علمای اسلام مخصوصا امام خامنه ای حفظه الله صلواتی را عنایت بفرمایید
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم. امام صادق علیه السلام در روایتی می فرمایند: لا تَغتَبْ فتُغتَبُ ، و لا تَحفِرْ لِأخِیکَ حُفرَةً فَتَقَعَ فیها ؛ فإنَّکَ کما تَدینُ تُدانُ.
غیبت نکن، که اگر غیبت کردی از تو غیبت مى شود. و براى برادرت چاه مکن که خود در آن مى افتى؛ زیرا به هر دست بدهى، با همان دست پس مى گیرى.
چند کوتاه درباره حدیث شریف:
1. یکی از مسائل مهم و اساسی این است که باید بدانیم که آنچه ما در دنیا انجام می دهیم علاوه بر آثار اخروی و معنوی، عکس العملهایی در همین دنیا دارد و در زندگی روز مره ما تاثیر گذار است. این جهان کوه است و فعل ما ندا.مثلا اگر اهل بدگویی از دیگران شدید، مطمئنا شما هم مورد بدگویی واقع می شوید. اگر زمینه آبرو ریزی دیگران را فراهم کنید، زمینه آبرو ریزی شما هم پیش می آید.خلاصه اینکه همانطور که با دیگران رفتار میکنی، همانطور با تو رفتار خواهد شد.
2. علت این عکس العمل اعمال چیه؟ واضح است من و شما جزو اجزاء یک مجموعه به نام جامعه هستیم، اجزاء این جامعه روی هم اثر میگذارد، یک گناه وقتی از فردی از جامعه سربزند، آن بخشی از جامعه که از گناه اطلاع پیدا می کنند سبب می شود گناه در چشم آنها کوچک شمرده شود و دیگران هم به این گناه تشویق می شوند و گناه هنگامی که عادی شد بلایش همه را دامن گیر می شود. و اگر بخواهیم در جامعه امنیت اخلاقی باشد،همین حلال ها و حرام ها تعیین کننده مرز امنیت اخلاقی است که اگر رعایت نشود، ناامنی اخلاقی رخ می دهد.
جهت قبول زیارت و سلامتی همه زائرین صلواتی را عنایت بفرمایید.
متن اصلی:
الشرط الخامس: ان لایکون السفر حراماً (هل الشرط ابتدائی ام استمراری؟)- درس 144
درس 144، سه شنبه 1395/1/31
حدیث :
4. عن الصادق جعفرِ بن محمدٍ«علیهماالسلام» قال: لاتَغتَب فَتُغتَب! غیبت نکن که اگر غیبت کردی، تو هم غیبت میشوی. این، مسألۀ مهم و اساسی است. این جهان کوه است و فعل ما ندا؛ وقتی در مقابل کوه فریادی میزنید، فریاد شما برمیگردد. آنچه ما انجام میدهیم، عکس العملهایی در دوران حیات دارد، غیر از آثار اخروی و معنوی، در زندگی روزمرّۀ ما تأثیرات دارد. میفرماید: اگر زبان به غیبت باز کردید، اهل غیبت کردن شدید، خودِ شما هم غیبت خواهید شد، غیبتتان میکنند! این، ساز و کارش چیست؟ اگر یک کار خلافی انجام دادید، آن عمل خلاف نسبت به خود شما هم انجام خواهد شد؟ به نظر میرسد یک ساز و کار واضحی است. من و شما جزو اجزاء این مجموعهای هستیم که اسمِ آن جامعه است. اجزاء روی هم اثر میگذارد، از یکدیگر فرا میگیرند، کارهای یکدیگر را تکرار میکنند. یک گناه وقتی از من یا شما سربزند، در آن دائرهای که اطلاع از آن پیدا میکنند، اهمیت این گناه فروکاسته میشود، کم میشود. دیگری هم به این گناه تشویق میشود! نه اینکه اگر شما یکبار غیبت کردید، بلافاصله تأثیر میکند. غیبت کردنِ من و شما، غیبت کردن را در جامعه رائج میکند، عادی میکند، امرِ متعارفی میکند. در فضای مجازی، این تلفنهای همراه را دستشان میگیرند و تماس برقرار میکنند با یکدیگر به راحتی و آسانی، هر چه دلشان میخواهد مینویسند! شما که نوشتی، طرف مقابل هم مینویسد. یکی علیه شما مینویسد، یکی علیه دیگری مینویسد، میشود رائج! وقتی رائج شد، شما هم جزو کسانی قرار خواهید گرفت که مشمول این بلا خواهید شد. اینطور نیست که مردم به همدیگر فحش بدهند، بد بگویند، غیبت کنند، اهانت کنند اما در بین همۀ این مردم، بنده و جنابعالی مستثنا باقی بمانیم. معلوم است چنین چیزی نمیشود. اگر شما به رواج این عادت بد، این حرکت بد. کمک کردید، به قدرِ خودت کمک کردی، یک چند میلیونیام. دیگری هم همین کار را بکند. از این چهل میلیون، پنجاه میلیون آدمی که این ابزار را در اختیار دارند، ده میلیونشان فرض بفرمایید این کار را انجام میدهند، رائج میشود، گناه اینطوری رواج پیدا میکند. این امنیتِ اخلاقی که ما بارها ذکر کردیم، گفتیم در جامعه امنیتِ جانی فقط معیارِ امنیت نیست که بگوییم جامعۀ ما امن است چون مردم درِ دکّان یا مدرسه یا در مسیر رفت و آمد و در خیابان، کسی به آنها تعرّض نمیکند. امنیت فقط این نیست، امنیتِ اخلاقی لازم است، امنیت اعتقادی لازم است. امنیت اخلاقی یعنی اینکه ما آنچه شارع مقدس مرز قرار داده است، حرام قرار داده است، آنرا انجام ندهیم. مرزش مرزِ شارع است. یک جا ممکن است گفتنِ یک چیزی لازم باشد، شرع باید بگوید، معیارِ شرعی باید مشخص بکنند که کجا لازم است، کجا حرام است. اینهایی که معیارهای شرعی را قبول ندارند، اینجا گیر میکنند، بَلبَشو بوجود میآید. معیار شرعی، خط را مشخص میکند. بنابراین، لاتَغتَب فتُغتَب و لاتَحفِر، حَفر کردن، و لاتَحفِر لأخیکَ حُفرةً فَتَقَع فیها؛ چاهی برای دیگری، حفرهای برای دیگری حفر نکن! که اگر کردی، خودت هم در آن میافتی. اینها همهاش کلمات استعاری است، کلماتِ فصاحتآمیزِ اُمَراءُ الکلام است، ائمه«علیهمالسلام» اُمراء الکلام بودند. خیال نکن که اگر این راه، سنگلاخ بود، فقط دیگران از این سنگلاخ زحمت میبینند. نه، خودِ شما هم زحمت میبینی. بعد فرمود: فإنَّک کما تَدین تُدان، همانطور که با دیگران رفتار میکنی، همانطور با تو رفتار خواهد شد. این، یک قاعدۀ کلّی است. البته در موارد دیگر هم شبیهِ این در روایاتِ دیگر نسبت به گناهان و تخلفات دیگر، مطالبی ذکر شده. این روایت دربارۀ غیبت بود و بعد هم حفره، یعنی هر توطئهای برای دیگری بچینی. اگر شما باب توطئهچیدن و دسیسهچینی و زمینه خراب کردن و آبروریزی را باز کردید، یا از آن بابی که دیگری باز کرده، شما هم وارد شدید؛ طبعاً به توسعۀ این عمل، این تخلف، این گناه کمک کردید! وقتی کمک کردید، عمومی شد، خودِ شما هم مشمول آن خواهید شد. این، یک قاعدۀ کلّی است، اینها حکمت است، چیزهایی است که به نظر انسان ممکن است واضح بیاید، اما وقتی دقت میکند میبیند دریایی از معرفت و حقیقت در این خفته است.[1] امالی، صفحۀ 505
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم. امام صادق علیه السلام در یک روایتی معروف، گذران روزهای افراد را به سه قسم تقسیم می کنند که در این فرصت به دو قسم آن اشاره می شود:
قسم اول: مَنِ استَوى یَوماهُ فهُو مَغبونٌ . هر که دو روزش برابر باشد ، مغبون و متضرر است.
• این روایت معروفی است اما باید بدرستی در این روایت تامل کرد یعنی انسان باید از لحاظ فردی و معنوی و روحی و علمی و اجتماعی پیش برود.
• اگر به هر جهتی آن حالِ معنوی شما، امروز و دیروز یکسان باشد، شما مغبونید! چرا که هدف از ورود من و شما در این عالم، برای پیشرفت و تکامل و رسیدن به مقام تقرب الی الله هست. اگر وسطِ راه ما در یک حال ماندیم، نمی رسیم. و این غبن و ضرر است.
• برای اینکه امروزمان از دیروزمان بهتر باشد می توانیم با ارتقا بخشیدن بخشیدن به اعمال و رفتارِ نیک، کم کردن از گناهان، یا با ایجاد صفای بیشتر نفس بواسطه تفکر و تأمل؛ روز به روز بهتر بشویم.
قسم دوم: مَن کانَ آخِرُ یَومَیهِ شَرَّهُما فهُو مَلعونٌ. هر که امروزش بدتر از دیروزش باشد ملعون (از رحمت حق به دور) است.
• لعنت یعنی: دور شدن از رحمت الهی
• اگر انسانی بجای اینکه به سمت مقصد حرکت کند اما پس رفت داشته باشد طبیعتا از آن هدفی که خدا ما را به این کاروانسرا و اردوگاه آورده، دور شده ایم
خدا بهترین را برای همه دوستداران اهل بیت علیهم السلام خصوصا شما زائرین امام رضا علیه السلام رقم بزند به برکت صلوات
متن اصلی:
الشرط الثامن: الوصول الی حدّ الترخص
جلسه 211، 1395/12/15
حدیث:
عن المفضّل بن عمر قال: قال الصادقُ«علیه السلام»: مَنِ استَوَی یوماه فهو مغبون. این، روایتِ معروفی است، لکن ما در آن، درست تأمّل نمی کنیم! اگر در مضمون این روایت به چشمِ اعتبار نگاه کنیم، خیلی باید پیش برویم؛ هم از لحاظ فردی، از لحاظ معنوی و روحی و علمی؛ و هم از لحاظ اجتماعی، جامعه بایستی با این نگاه پیش برود. می فرماید: هر کس دو روزِ او یکسان باشد، مغبون است. یعنی اگر امروز هم مثل دیروز همان عبادات را، همان روش را، همان کارهای خیر را که دیروز انجام دادید، انجام می دهید و معنویتِ شما نسبت به روز قبل پیشرفتی نکرده باشد، شما مغبونید. البته اگر امروز مثل دیروز، شما کارِ خیر انجام بدهید یعنی کارِ خیری را که دیروز انجام دادید، امروز هم همان را انجام بدهید، خودِ این موجب علوّ درجه و موجب پیشرفت است، این، «فاستَقِم کما اُمِرت» است. اگر به هر جهتی آن حالِ معنوی شما، امروز و دیروز یکسان باشد، شما مغبونید! برای خاطر اینکه انسان برای این وارد این عالمِ طبیعت شده است، که پیش برود، اعتلاء و تکامل پیدا کند، به مقام قرب برسد. اگر وسطِ راه ما در یک حال ماندیم، نمی رسیم. این، شد غَبن. لذا باید سعی کنیم امروزمان را از دیروز بهتر کنیم. بهتر کردن، یا با ارتقاء بخشیدن به اعمال و رفتارِ نیک، کم کردن از گناهان، یا با ایجاد صفای بیشتر نفس با تفکر، با تأمل؛ می توانیم روز به روز بهتر بشویم.
وَ مَن کان آخِرُ یَومَیهِ شَرَّهما، اما اگر روز دوّم بدتر از اوّلی است یعنی دیروز توسلی، نورانیتی در ما بود، امروز آن نورانیت در ما نیست! اگر این باشد، فهو ملعون، این، لعن شده است. لعنت یعنی: ابتعاد از رحمت الهی. اگر امروز از دیروز وضعمان بدتر باشد، پس ما به جای اینکه به سمت مقصد حرکت بکنیم، عقب عقب آمدیم از مقصد دور شدیم! یعنی از آن هدفی که برای آن خدای متعال ما را به این عالم، به این کاروانسرا، به این اردوگاه آورده است، از آن هدف دورشدیم.
و مَن لم یَعرفِ الزیادةَ فی نفسه کان الی النُقصان أقرَب، اگر کسی در خود یک افزایش معنوی مشاهده نکند، در واقع دارد نقص پیدا می کند. یک جا ایستادن برای کسی که باید جلو برود، نقص است، عقب رفتن است. کاروانی دارد با سرعت حرکت می کند، پیش می روند به سمت مقصدشان، من در این کاروان اگر یک لحظه بایستم، عقب می مانم. این، نقص است. نمی شود گفت من که عقب نرفتم، من ایستادم. بله، ایستادی، اما این ایستادن، در واقع، عقب رفتن است؛ چون پا به پای کاروان پیش نرفتیم، به سمت آن هدف حرکت نکردیم! بعد فرمود: وَ من کان الی النقصان اقرب فالموتُ خیرٌ له من الحیاة، آن کسی که جلو نمی رود و عقب می رود، کمال پیدا نمی کند، نقص پیدا می کند، اگر این حالتِ نقص استمرار پیدا کند، مرگ برایش بهتر از زنده ماندن است چون اگر زنده بماند و همینطور عقب برود، وقتی از این دنیا خارج می شود، دچار نقصِ بیشتری است. هر چه با نقصِ کمتری از این دنیا بیرون برویم، به نفع ماست، باید با اخلاصی که در خودمان بوجود می آوریم، نیّت خوب و کار خوبی که انجام می دهیم، تصمیمی که می گیریم، توسلی که به خدای متعال پیدا می کنیم، بالاخره به وسیلۀ یک وسیله ای سعی کنیم خودمان را یک قدمی جلو ببریم. اگر این جلورفتنها وجود نداشته باشد، سلامتِ دین که در دعا از خدا می خواهیم: «اللهم اَخرِجنی من الدنیا سالماً»، حاصل نمی شود! برای اینکه انسان با سلامت از دنیا خارج بشود، باید روز به روز تکامل پیدا کند. [1
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن عرض تسلیت ایام
یکی از خصوصیاتی که در تعالیم دینی مذمت شده است مال دوستی است که بدترین نوع آن این است که انسان نسبت به مال حریص باشد به حدی که انفاقات واجبش را نسبت به اموالش انجام ندهد پیامبر خدا می فرمایند فرد حریص در معرض سه آسیب بزرگ است:
اول: امَرَهُم بِالکِذْبِ فَکَذَبُوا. حرص به مال گاهی اوقات سبب می شود که فرد دروغ بگوید و به جهت حرص به مال باکی از دروغ گفتن نیز ندارد و دروغ می گوید تا به گمان خودش به مال بیشتری برسد و از آن طرف فضای زندگی خود و جامعۀ خود را با خلاف حقیقت، آلوده نموده و صدق و صفا را از بین می برد.
دوم: امَرَهُم بالظُّلمِ فظَلَمُوا. حرص به مال گاهی اوقات موجب میشود که ظلم و تجاوز به حقوق دیگران کند و آنرا انجام می دهد و آرامش افراد و جامعه را سلب می کند.یعنی برای رسیدن به مال حاضر است برای دشمن بشریت جاسوسی و ظلم کند.
سوم: أمَرَهُم بالقَطِیعَةِ فَقَطَعُوا. حرص به مال گاهی اوقات موجب میشود که مبتلا به قطع چیزی شود که خدا اجازه قطع آنرا نداده است. مثل قطع ارتباط با ارحام و خویشان یا قطع ارتباط باخدا و ائمۀ و صلحاء.
راهکار درمان حرص: با تقویت ایمان و قناعت و انفاق به دیگران و دوری از مقایسه خود با دیگران می توان حرص را از خود دور کرد.
تعجیل در فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و سلامتی مقام معظم رهبری حفظه الله صلواتی عنایت بفرمایید.
جهت مطالعه متن اصلی:
الفصل الرابع:
«فی کیفیة استیفاء القصاص»
جلسه 286، 1382/10/21
عن النبیّ(صلیاللهعلیهوآله) قال:
« عَنِ اَلنَّبِیِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قَالَ: إِیَّاکُمْ وَ اَلشُّحَّ فَإِنَّمَا هَلَکَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ بِالشُّحِّ أَمَرَهُمْ بِالْکَذِبِ فَکَذَبُوا وَ أَمَرَهُمْ بِالظُّلْمِ فَظَلَمُوا وَ أَمَرَهُمْ بِالْقَطِیعَةِ فَقَطَعُوا».
(خصال شیخ صدوق، باب الثلاثة، حدیث234)
شحّ به معنای حرص به مال همراه با بخل است. شحیح کسی است که با حرص و ولع به جمعآوری مال پرداخته و به دیگران انفاق نمیکند که این نوع، بدترین نوع مالدوستی است.
پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) فرمود: از شحّ بپرهیزید، همانا امتهای پیش از شما به خاطر این صفت هلاک شدند؛ چون حرص به مال گاهی موجب میشد که آنان دروغ گفته و فضای زندگی خود و جامعۀ خود را با خلاف حقیقت، آلوده نموده و صدق و صفا را از بین ببرند و گاهی موجب میشد که ظلم و تعدّی کنند. و گاهی هم موجب میشد که مبتلا به قطیعه شوند، قطیعه غالباً به معنای قطع رحم استعمال میشود لکن ظاهراً در اینجا به معنای اعمّ از آن یعنی قطع آنچه باید مراعات آن را نمود، میباشد مثل قطع ارتباط باخدا و ائمۀ خیر و صلحاء «یقطعون ما أمر الله به أن یوصل».
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن عرض تسلیت ایام
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در یک روایت نورانی می فرمایند: إنّ اللّه َ یُحِبُّ الحَیِیَّ المُتَعفِّفَ و یُبْغِضُ البَذِیَّ السّائلَ المُلْحِفَ. خداوند، با حیاىِ پاکدامن را دوست دارد و از درخواست کننده چیزی در حالی
که اصرار دارد و بد زبان است، نفرت دارد.
چند نکته کوتاه پیرامون حدیث شریف:
1. انسان عفیف کسی است که ملاحظه جوانب آبروی خود و دیگران را داشته باشد و از آنچه شرعا ممنوع و حرام هست، اجتناب کند؛ لذا عفیف بودن در مسائل کسب و کار و مسائل اجتماعی و مسائل فردی معنا دارد. عفیف بودن اختصاص به مسائل جنسی ندارد بلکه در همه امور زندگی است.
2. در روایت می فرمایند خداوند انسان باحیای عفیف را دوست دارد، یکی از مسائل مهم در جامعه و ارتباطات جامعه حیاست که مساله بسیار مهمی است حیا یعنی انسان وقیح نباشد و فاش و آشکار خلاف نکند لذا حیاء با خجالت زدگی مذموم، متفاوت است. و اگر در جامعه ای حیا باشد، بسیاری از محرمات انجام نمی گیرد. و متاسفانه بی حیایی یکی از سوغات های غرب برای جوامع اسلامی است که باید با آن مبارزه شود. بنابر این صدا و سیما و دستگاههای گوناگون با تمام تلاش خود باید نسبت به آسیب مراقبت و مبارزه کنند.
3. طبق حدیث شریف انسان در درخواستش از دیگران نباید اصرار داشته باشد در مقابل انسان هر زمانی که از خداوند درخواستی دارد هر چه می تواند اصرار و تکرار کند اما از بندگاه خدا اینگونه نباشد.
سلامتی مسافرین اسلام و همچنین سلامتی علمای اسلام خصوصا امام خامنه ای حفظه الله صلوات
متن اصلی:
فصل دوم: قواطع سفر
جلسه 238، 1396/6/20
حدیث:
عن ابنِ ابی النافِع، عن ابنِ عُمر قال: قال رسولُ اللهِ«صلیاللهعلیهوآله»: إنّ اللهَ یُحبُّ الحَیّیَ المُتَعَفِّف. حیّی یعنی: با حیاء. مُتعَفِّف یعنی: کسی که دارای عفّت است. مسألۀ عفّت فقط در مسائل جنسی نیست، در همۀ امور زندگی است. عفّت یعنی اینکه انسان ملاحظۀ حیثیات را بکند، ملاحظۀ آبروی خود و دیگران را بکند، به آنچه ممنوع است تجاوز نکند، به این میگویند عفّت. بعضی در زمینۀ کسب مال، عفّت ندارند! چنانچه بعضی دیگر در زمینههای دیگر عفّت ندارند، مسألۀ کسب مال و کسب مقام هم جزو مجاری عفّت است. خدای متعال کسی را که با حیاست و دارای عفّت است، دوست میدارد. یکی از عیوب کارهای ما این است که به مسألۀ حیاء خیلی توجه نمیکنیم! در تبلیغاتمان، در حرفزدنهایمان، حیاء خیلی مهم است. حیاء غیر از خجلتزدگیِ مذموم است. حیاء یعنی انسانْ وقیح نباشد، فاش و آشکار خلاف نکند. وقتی در جامعه حیاء وجود داشت، خودِ این حیاء از بسیاری از محرّمات مانع میشود. حیا که رفت، ارتکاب محرّمات، عادی و معمولی میشود. بعضی به ما اشکال میکنند که هر چه پیش میآید، شما پای غربیها را به میان میکشید؛ اگر اینها باز بدشان نیاید از اینکه ما پای غربیها را به میان میکشیم، باید بگوییم این هم جزو چیزهایی است که متأسفانه از غرب آمده، بعد به تدریج همان فرهنگ اروپایی در آمریکا و جاهای دیگر هم رسوخ کرده است. خودِ آنها هم در این یکی دو قرنِ اخیر گرفتار شدند. وقتی انسان آثار ادبی، هنری و تاریخیِ اروپا را که مربوط به دو قرن پیش است، مطالعه میکند، میبیند یک چیزهایی کاملاً مورد رعایت و مورد توجه بوده، حیا میکردند، ملاحظه میکردند، بخصوص در مسألۀ ارتباط زن و مرد ملاحظه میکردند. حجابِ به معنای اسلامی نبوده است، اما در معاشرت زن و مرد، حدود مشخص و معینی بوده، رعایت میکردند. به تدریج از بین رفته! حال، عامل از بین رفتنش در اروپا چیست، آن یک بحث دیگری است. بعضیها در این زمینه دستِ صهیونیستها را که مقاصد بلندمدتی داشتند و متأسفانه به خیلی از آن مقاصد هم رسیدند، دستِ آنها را در کار میبیند. به هر حال، این بیحیائی به عنوان سوغات غرب وارد جامعۀ ما و کشور ما شده است. هرچه میتوانند باید جلویش را بگیرند. صدا و سیما به جدّ و به شدّت باید مراقبت کند، مبارزه کند. متأسفانه بعضی از صدا و سیما برای اشاعۀ بیحیایی استفاده میکنند! باید آنجا با این مبارزه کنند، و نیز بقیۀ دستگاههای گوناگونِ دیگر. در این وسائلِ فضای مجازی هم رایج شده است که جلوگیری از اینها هم کار سختی است.
بعد فرمود: وَ یُبغِض البَذیَّ السّائِلَ المُلحِف. بَذیّ، بددهن و بدزبان را میگویند، کسانی که راحت فحش میدهند، سائل ملحف کسی است که پولی یا چیز دیگری را از کسی میخواهد، و اصرار میکند. «لایَسئلون الناسَ اِلحافاً»[1]، اِلحاف به معنی الحاح و اصرار است. با خدا وقتی حرف میزنید، هر چه میتوانید اصرار کنید، هر چه میتوانید تکرار کنید و بخواهید! اما با بندگان خدا نه، اگر هم انسان به چیزی احتیاج دارد، مجبور است به کسی مراجعه کند، یکبار میگوید، اگر شد، شد؛ نشد، دیگر نبایستی اصرار و الحاف کرد. امالی شیخ طوسی، صفحۀ 39.
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن آرزوی سلامتی مقام معظم رهبری حفظه الله ؛ برخی از گناهان به عنوان گناه کبیره معرفی شده اما کمتر توجه می شود که به برخی از آنها اشاره میکنم:
1. گنهکار خودش را از عذاب الهی و قهر الهی در امان بداند و بگوید خدا مرا با این گناه مثلا عذاب نمی کند یا بگوید خدا اونقدر مهربونه من را با این گناه کوچیک من مواخذه نمی کند.عزیزان زائر حق خدای متعال مهربون متعال بندگی اوست نه نافرمانی.لذا توجه داشتم اصرار بر گناه، انسان را از مرز بندگی خارج و انسان را در وادی نافرمانی و استهزا دستورات الهی وارد می کند.
2. اشاعه گناه یعنی نشر دادن گناه و معصیت در سطح جامعه است و اشاعه گناه مصادیق فراوان دارد مثل اینکه فردی گناهی را به صورت علنی مرتکب شود.نافرمانی علنی از خدا در برابر دیگران، زشتی آن بیشتر است از نافرمانی مخفیانه.لذا مرد و زنی که پوشش شرعی خودش را در برابر دیگران رعایت نمی کند، مشمول همین حکم است. همچنین اگر فردی در مکانی گناهی و معصیتی انجام دهد چنانچه این گناه را بدون هیچ غرض شرعی برای دیگران نقل کنیم یا آنرا در فضای مجازی نشر دهیم مصداق اشاعه گناه محسوب می شود. لذا نسبت به نقل گناه برای دیگران حساسسیت بیشتری داشته باشیم.
3. سقط جنین یکی از گناهان کبیره است وحرام بودن سقط جنین فرقی ندارد روح دمیده شده باشد یا روزهای اولیه تکامل جنین باشد و حرام بودن سقط جنین، بعد از دمیده شدن روح شدیدتر است.
خداوند متعال توفیق دوری از گناه را به همه ما عنایت بفرماید به برکت صلواتی بر محمد و ال محمد
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روایتی می فرمایند: اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ. روزى را با صدقه دادن فرود آورید.
چند نکته کوتاه پیرامون حدیث شریف:
1. درباره صدقه آنچه مردم بطور رایج می دانند دفع بلاست که همین جور هم هست ولی در این روایت یک اثر دیگری را برای صدقه بیان می کند که صدقه رزق انسان را زیاد می کند.
2. مقصود از رزق فقط مال و ثروت نیست چرا که برخی اوقات شخصی مال و ثروت دارد اما به جهت بیماری نمی تواند از اموالش استفاده کند مثلا برنج دارد اما به جهت بیماری نمی تواند استفاده کند یا اینکه نان دارد ولی باید نان سوخته بخورد. بنابر این ممکن است کسی مال و ثروت داشته باشد ولی رزق و روزی چنین فردی به جهت اینکه نمی تواند استفاده کند، بسته است بنابراین سلامتی و عافیت، از رزق های مهم بشمار می آید.
3. رزق اختصاص به امور مادی ندارد بلکه رزق شامل امور معنوی نیز می شود لذا گفته می شود اللهم ارزقنی توفیق الطاعه.بنابر این جلب رحمت و تفضلات الهی از مصادیق رزق معنوی بشمار می رود که دایره وسیعی دارد.
خداوند رزق مادی و معنوی را زیاد گرداند به برکت صلوات بر محمد و ال محمد
«امر سوّم: بررسی الفاظ دالّه بر ممنوعیت معاملات»- درس 5
جلسه5، 1383/9/9
حدیث اخلاقی
عن امیرالمؤمنین(علیهالسلام)، قال رسول الله(صلّیاللهعلیهوآله): استنزلوا الرزق بالصدقة. و فی روایةٍِ أخری: أجر السّائل فی حقّ له کأجر المتصدّق علیه.
از جمله احادیث مربوط به صدقه که از پیامبر اکرم(صلّیاللهعلیهوآله) نقل میشود، این است که: صدقه، رزق را زیاد میکند. رزق همیشه پول نیست کما اینکه برخی خیال میکنند اگر کسی رزقش زیاد شد، یعنی پول زیاد گیرش میآید، اینطور نیست. بعضی اوقات، شخصی پول زیادی هم دارد امّا از این پول نمیتواند استفاده کند و رزقش بسته است. شخص دیگری هم هست که پول کمتری گیرش میآید امّا با همان پول، ما یحتاج زندگیش را فراهم میکند. چنین فردی رزقش واسع است. منظور از رزق، همیشه رزق مادّی نیست، رزق معنوی هم داریم که دائرۀ خیلی وسیعتری دارد. علم و رحمت الهی و تفضّلات الهی، همۀ اینها رزقند که باید آنها را از خدا طلب نمود. در روایت دیگر حضرت میفرمایند: کسی که حقّی را که متعلّق به اوست، بطلبد، اجر او به اندازۀ اجر کسی است که این حق را به او میدهد. النوادر صفحۀ
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم..امام صادق علیه السلام در روایتی نورانی می فرمایند:
اُرْجُ اَللَّهَ رَجَاءً لاَ یُجَرِّئُکَ عَلَى مَعَاصِیهِ وَ خَفِ اَللَّهَ خَوْفاً لاَ یُؤْیِسُکَ مِنْ رَحْمَتِهِ .
آنچنان به خدا امید داشته باش که تو را بر معصیت او گستاخ نسازد، و آنچنان از خدا بترس که تو را از رحمتش ناامید نسازد.
دو نکته کوتاه پیرامون حدیث شریف:
1. رجاء و امید به رحمت و کمک و مغفرت الهی لازم است و ناامید از رحمت الهی گناه کبیره است. رجاء و امید به خدا یعنی همیشه ارتباط بین دل شما و خداى شما باید برقرار باشد؛ بدانید که میتوانید از او رحمت و تفضل و مغفرت جلب کنید البته امید و رحمت الهی به نحوی نباشد که ما را بر انجام معصیت گستاخ کند.مثل اینکه کسی بگوید خداوند ما را به گل روی اهل بیت عذاب نخواهد کرد یا اینکه کسی بدون اینکه وسیله تقربی و عملی داشته باشد، امیدوار باشد این موارد مغرور شدن به خدای متعال است که از این کار منع شده ایم.
2. همان طور که امید به رحمت خدا لازم است، خوف و ترس و تعظیم وتکریم از خدای متعال لازم است این خوف و تعظیم، لازمۀ معرفت و شناخت است. کسی که به خدا معرفت داشته باشد، خوف پیدا میکند. هر چه معرفت انسان بیشتر باشد، خوف و تعظیمش به خدا بیشتر است. لذا بچۀ کوچک برای عالم یا دانشمند یا مرجع تقلید احترامی و تعظیمی ندارد چون مقام عالم یا دانشمند یا مرجع تقلید نمی شناسد و علت اینکه ما در مقابل پروردگار عالم خوفمان کم است این است که معرفتمان کم است ضمنا نباید خوف و ترس از خدا نباید به قدری باشد که انسان را مأیوس کند
امالی، صفحۀ 65.
شادی روح همه شهدا و امام شهدا و نثار روح مقدس حضرت رضا علیه السلام صلوات
متن اصلی:
ادلة وجوب القصر- درس 9
جلسه 9، دوشنبه 1393/2/8
حدیث :
عن ابی حمزة الثمالی قال: قال الصادقُ جعفرُ بنُ محمد علیهماالسلام: اُرجُ اللهَ رجاءً لایُجَرِّئُک علی معاصیه و خَفِ اللهَ خوفاً لایُؤیِسُک مِن رحمته.
پس اوّلاً رجاء، امید به رحمت و مغفرت الهی، به عون الهی، لازم است. که یکی از گناهان کبیره را یأس عن رَوح الله دانستند. پس همیشه ارتباطِ بین دل شما و خدای شما باید برقرار باشد، بدانید که میتوانید از او جلب رحمت و تفضّل کنید. لکن این رجاء و امید به نحوی نباشد که ما را بر انجام معصیت گستاخ کند. گاهی اوقات طوری با مردم حرف میزنیم یا با خودمان حدیثِ نفس میکنیم که گویی به خاطر گلِ روی ائمه علیهمالسلام، خدای متعال ما را هیچ عذاب نخواهد کرد! این، جرأت دادن و گستاخ کردن به معصیتِ الهی است. این، اغترار بالله است. در دعاها، در موارد متعددی، از مغرور شدنِ به خدا، اغترارِ بالله منع شدیم؛ در صحیفۀ سجادیه آمده است: و الشقاء الاشقی لمن اغترّ بک ما أبعَد تَصرُّفَه فی عذابِک، فقراتِ تکاندهندهای است. اغترار بالله صوری دارد، یکی از صورتهای اغترار بالله این است که انسان هر چه معصیت کند چون میبیند خدای متعال او را مجازات نکرد، مغرور بشود، بگوید خدا با ما کاری ندارد! یکی دیگر از صور این است که: انسان بدون اینکه وسیلۀ تقرّبی پیدا کند و در پیش بگیرد نسبت به خدای متعال، امیدوار باشد. رندِ شرابخواری اینطور شعر میگفت:
ساقیِ کوثر نمیدارد دریغ از ما شراب عشقها خواهیم کرد، اینجا شراب، آنجا شراب!
یعنی اینجا گناه میکنیم، آنجا هم حضرت هست و دست ما را میگیرد. این، اغترار بالله است. از آن طرف هم خوفِ از خدای متعال لازم است. این خوف، لازمۀ معرفت است. کسی که معرفت داشته باشد، خوف پیدا میکند. هر چه معرفت انسان بیشتر باشد، خوفش بیشتر است. یک بچۀ کوچک هیچ خوفی، از یک آدمِ قدرتمند ندارد چون قدرتِ او را نمیفهمد، درک نمیکند اصلاً لذا هیچ خوفی هم ندارد. یک آدمِ بزرگتر، میفهمد که این آدم قدرتمند است، باید از او ترسید. همچنان که یک بچۀ کوچک برای یک عالم، برای یک دانشمند، برای یک مرجع تقلید احترامی قائل نیست، چون نمیفهمد که این مقامش چقدر است
سلام علیکم
بسمالله الرحمن الرحیم امام حسن عسکری علیهالسلام در حدیثی نورانی میفرمایند: «اَلْغَضَبُ مِفتاحُ کُلِّ شَرّ»؛ خشم، کلید هر بدی و زشتی است. (تحفالعقول، ص ۴۸۸)
چند نکته کوتاه دربارهی این حدیث شریف:
۱. یکی از حالتهایی که در روایات بهشدت نکوهش شده و بهنوعی نشانهای از نادانی و رفتارهای ناپسند دوران جاهلیت شمرده شده، حالت خشم و غضب است. بسیاری از جرائم، جنایتها و اختلافات خانوادگی از همین خشمهای مهارنشده ناشی میشود. البته باید توجه داشت که خشم در برابر دشمنان خدا، خشم شایستهای است.
۲. برای مهار خشم راهکارهایی بیان شده که میتوان آنها را برای مدیریت این حالت به کار بست:
الف) دوری از موقعیتهای خشمآفرین: زمانی که طرف مقابل - مانند همسر یا دوست - خسته یا بیحوصله است، زمان مناسبی برای انتقاد نیست. در چنین لحظاتی، همانطور که در روایات توصیه شده، بهتر است سکوت کنیم و به گفتوگو نپردازیم. یا اگر شخص مقابل آغاز به صحبت کرد، از واکنش نشان دادن بپرهیزیم.
ب) ترک موقعیت: چنانچه حس کردید شرایط برای عصبانیت در حال شکلگیری است، از آن مکان فاصله بگیرید. حتی رفتنِ کوتاهمدت و قدم زدن در فضایی آرام و تنفس عمیق، میتواند کمککننده باشد. اگر امکان ترک محیط نبود، میتوان به توصیههای بعدی عمل کرد.
توجه به این نکته ضروری است که درمان ریشهای خشم، نیازمند اصلاح زمینههای روحی و اخلاقی آن است؛ چرا که عصبانیت ریشه در ویژگیهای درونی ما دارد. برای مثال، خودبرتربینی، زورگویی یا کوچک شمردن دیگران، از دلایل مهم بروز خشم هستند. (برگرفته از شرح چهل حدیث امام خمینی، ص ۱۴۱ و ۱۴۲)
برای پیروزی نهایی جبهه مقاومت، لطفاً صلواتی نثار فرمایید
سلام علیکم. بسم الله الرحیم. اجتماع شما عزیزان در کنار مضجع نورانی حضرت رضا علیه السلام قطعا از روی عشق و علاقه به مقام شامخ حضرت رضا علیه السلام می باشد و جالب است بدانید که حضرت رضا علیه السلام از طریق عبد العظیم حسنی به شما شیعیان و دوستان حضرت، سلام رسانده است و حضرت علیه السلام نیز به همه شیعیان سفارش هایی را بیان کرده اند که به برخی از آنها اشاره می کنم:
توصیه اول به شما: مُرْهُمْ بِالصِّدْقِ فِی الْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَة. در گفتار خویش راست گو باشند و امانت را ادا کنند
راستگویی مایۀ عزّت انسان است؛ زیرا دروغ خواه در گفتار و خواه در عمل که همان نفاق است، موجب بیاطمینانی مردم به دروغگو میشود و در نتیجۀ بین مردم خوار میگردد. بلکه انسان به خود نیز بیاعتماد شده و وقتی عادت به دروغ کرد، یک حالت خواریِ درونی در او بوجود میآید.(توضیح حضرت اقا درس خارج فقه جلسه 76، 1379/7/4)
توصیه دوم: وَ إِقْبَالِ بَعْضِهِمْ عَلَی بَعْضٍ وَ الْمُزَاوَرَة فَإِنَّ ذَلِک قُرْبَة إِلَیّ. شیعیان به همدیگر روی آورند و به دیدار و ملاقات هم بروند؛ زیرا این کار موجب نزدیکی به من است. الاختصاص، ص 247؛ بحار الأنوار، ج 71، ص 230.
تعجیل در فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و سلامتی مراجع عظام خصوصا امام خامنه ای حفظه الله صلوات
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم
امام باقر علیه السلام در روایتی می فرمایند: چهار خطاست که کیفرشان از هر گناهى زودتر به انسان مى رسد که در این فرصت به سه مورد اشاره می شود:
مورد اول: رجُلٌ أحسَنتَ إلَیهِ و یُکافیکَ بالإحسانِ إلَیهِ إساءةً. فردی که تو به او خوبى کنى و او پاداش آن را به بدى بدهد. لذا به همین جهت است اگر انسان نسبت به پدر و مادرش کوتاهی کند و بدی کند، سریع کیفرش را مشاهده می کند چرا که غالب پدر و مادرها به فرزند احسان می کنند.
مورد دوم: رجُلٌ لا تَبغِی علَیهِ و هو یَبغِی علَیکَ. فردی که تو به او ستم نکنى و او به تو ستم کند. توجه داشته باشیم ستم فقط سرقت اموال مردم نیست بلکه اگر آبروی کسی به ناحق ریخته شود یا مورد غیبت و استهزاء واقع شود، مصداق ستم و ظلم به دیگران هست.
مورد سوم: رجُلٌ یَصِلُ قرابَتَهُ و یَقطَعُونَهُ. خویشاوندی که تو با او ارتباط برقرار کنى و او ارتباط را قطع کند. (الخصال : 230/71 )
تعجیل در فرج آقا امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف صلوات
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم.. حضرت جواد علیه السلام در یک روایتی نورانی:الثِّقَةُ بِاللّه ِ ثَمَنٌ لِکُلِّ غالٍ وَسـُلَّمٌ اِلى کُلِّ عـالٍ. بهای هر کالای ارزشمند و نردبان به مقامات بالا و بلند مرتبه، اعتماد وتوکل بر خداوند متعال است.
چند نکته کوتاه پیرامون حدیث شریف:
1. مقصود از توکل و اعتماد کردن به خدا، اعتماد به وعده خداوند متعال و به قدرت الهی و دستورات قادر متعال اعتماد کنیم . لذا وقتی خدا میگوید از این عمل اجتناب کن! مثلا از گوش کردن آهنگ اجتناب کن بدانیم و اعتماد کنیم که این، به ضرر ماست. وقتی خدای متعال برای ما نماز را واجب میکند، اعتماد کنیم به این حکم الهی و بدانیم نماز برای سعادت و سلامتِ روحمان لازم است.
2. نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که اعتماد کردن به خدا معنایش این نیست که به بهانه توکل وظیفه را انجام ندهیم بلکه انسان در امور زندگی باید آن وظیفه و تدبیر لازم را انجام دهد و تلاش کند و نتیجه واقعی را به خدا واگذار کند. چرا که اگر با این نگاه کار را انجام ندهد ممکن است همان کار معمولی که شما انجام داده، فایده ای نداشته باشد پس اثر را به خدا واگذار کنیم.
خداوند متعال توفیق عمل به دستورات خودش را به ما عنایت بفرماید به برکت صلوات