گفتار روز
توضیحات
سلام علیکم
بسم الله الرحمن الرحیم.
امام باقر علیه السلام در روایتی نورانی می فرمایند:
إنَّ للّه ِ عُقوباتٍ فی القُلوبِ والأبدانِ : خداوند متعال گاهی بندگان خطا کارش را در همین دنیا به شکلهایی مختلف عذاب میکند.
برخی اوقات به : ضَنْکٌ فی المَعیشَةِ.یعنی بعضی از این عذابها مربوط به زندگی مادّیِ انسان است مثل تنگی معیشت البته همین جا عرض کنم که همیشه سختی معیشت عذاب نیست، گاهی ابتلاء و امتحان الهی است، همچنان که گاهی هم در اثر ناسپاسیها و کردار زشت انسان است.
برخی اوقات به: وَهنٌ فی العِبادَةِ. یعنی بعضی از عذابها مربوط به جنبههای روحی است مثل سستی و بیحوصلگی در عبادت. یا انسان گاهی رغبتی به دعا ندارد یا در نماز حضور قلب برایش پیدا نمیشود یا موفّق به نافله و تهجّد و مناجات با خدا نمیگردد.علت این سستی یک جهتش قساوت قلب است. در حالی که اکثر مردم به این نوع عقوبت اصلاً توجّهی ندارند. و حضرت می فرمایند: "وما ضُرِبَ عَبدٌ بِعُقوبَهٍ أعظَمَ مِن قَسوَةِ القَلبِ". به هیچ بنده اى کیفرى بزرگتر از سختدلى چشانده نشده است.
خداوند لطف و محبتش را شامل حال بگرداند و فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را برساند به برکت صلوات
متن اصلی جهت مطالعه بیان کنندگان محترم:
مراتب تسبیب
مرتبۀ ثانیه
صورت اولیٰ
جلسه 51، 1378/12/10
من مواعظ ابی جعفر(علیهالسلام):
انّ لله عقوبات فی القلوب و الأبدان، ضَنکٌ فی المعیشة و وَهنٌ فی العبادة و ما ضُرِب عبدٌ بعقوبة أعظمَ مِن قسوة القلب.
(تحف العقول، صفحۀ 296)
خداوند متعال گاهی بندگانش را در دنیا عذاب میکند. بعضی از این عذابها مربوط به زندگی مادّیِ انسان است مثل تنگی معیشت (البته باید دانست که همیشه هم تنگیِ معیشت عذاب نیست، گاهی ابتلاء و امتحان الهی است، لکن گاهی هم در اثر ناسپاسیها و کردار زشت انسان است)، و بعضی از عذابها مربوط به جنبههای روحی است مثل سستی و بیحوصلگی در عبادت (که اکثر مردم به این نوع عقوبت اصلاً توجّهی ندارند). گاهی انسان رغبتی در دعا ندارد یا در نماز اقبال و حضور قلب برایش پیدا نمیشود، موفّق به نافله و تهجّد و مناجات با خدا نمیگردد. همۀ اینها کیفر گناهان آدمی است، چنانچه در دعا وارد شده است: «اللهم اغفر لی الذنوبَ التی تَحبس الدّعاء».
یک احتمال در معنای حبس دعا این است که انسان در اثر قساوت قلب، میل به دعا پیدا نمیکند و این بزرگترین عقوبت الهی است.
گفتار روز
توضیحات
سلام علیکم.
بسم الله الرحمن الرحیم.
یکی از رموز عزت و سربلندی برای یک ملت مقاومت در برابر دشمن است و توجه به خداست و«بدانید، هر ملتی که در مقابل زورگو و متجاوز و قدرتمند سینه سپر نکند و مقاومت نکند، ذلیل خواهد شد.»
(بیانات در دیدار دانشآموزان و دانشجویان، ۱۳۸۶/۰۸/۱۳)؛ لذا قرآن می فرماید: الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ ۚ أَیَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا.
همان کسانی که کافران را به جای مؤمنانْ سرپرست و دوست خود می گیرند؛ آیا عزت و قدرت را نزد آنان می طلبند؟ یقیناً همه عزت و قدرت فقط برای خداست.
مقاومت در برابر دشمن چنانچه با شرایطش باشد حتما اثربخش و خدا یاری می کند،
اما در این فرصت به برخی از شرایط مقاومت اشاره می کنم:
1. عدم سستی و ترس در راه خدا و مقاومت: لذا خدا در مذمت برخی از اهل ایمان می فرماید مَا لَکُمْ إِذَا قِیلَ لَکُمُ انْفِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ ای اهل ایمان! شما را چه عذر و بهانه ای است هنگامی که به شما گویند: برای نبرد در راه خدا باشتاب [از شهر و دیارتان] بیرون روید؛ به سستی و کاهلی سوق پیدا می کنید.
2. حفظ وحدت. لَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ. با یکدیگر نزاع و اختلاف مکنید، که سست و بد دل می شوید، و قدرت و شوکتتان از میان می رود.
تعجیل در فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و سلامتی امام خامنه ای حفظه الله صلوات
گفتار روز
توضیحات
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از مقدمات نماز که باید شرایطش بدرستی رعایت شود مکان نمازگزار می باشد که به برخی از آن شرایط اشاره می شود:
1. یکی از شرائط مکان نمازگزار این است که مباح باشد یعنی غصبی نباشد و کسی که در ملک غصبی یا روی فرش غصبی نماز بخواند نمازش باطل است و همچنین در زمینهای وقفی که عزیزان زندگی می کنند چنانچه طبق شرایط وقف عمل نکنند حکم زمین غصبی را خواهد داشت.(مشهور: فتوی، احتیاط واجب: سیستانی، مکارم،) (رساله مراجع مساله 886)
2. به نظر امام خامنه ای و برخی از مراجع دیگر زن و مرد چه محرم و چه نامحرم بخواهند در یک مکان نماز بخواهند بنابر احتیاط واجب باید بین زن و مرد یک وجب فاصله باشد. بنابراین اگر زن مساوی مرد نماز بخواند یا زن جلوتر از مرد نماز بخواند طبق نظر حضرت آقا یک وجب فاصله باشد، می توانند نماز بخوانند.
تعجیل فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و سلامتی مراجع عظام خصوصا امام خامنه ای حفظه الله صلواتی عنایت بفرمایید.
گفتار روز
توضیحات
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم.
یکی از دستورات قرآن پوشش و حجاب است که خانم در برابر نامحرم باید بدن و موی خود را بپوشاند و زینتهای خود را نیز آشکار نکند، بنابر این خانمی که ناخن یامژه مصنوعی مصنوعی گذاشته باید از نامحرم بپوشاند، اما سوالی که در اینجا شاید به ذهن شما برسد این است که آیا گذاشتن ناخن یا مژه مصنوعی شرعا جایز است؟
در جواب سه نکته کوتاه عرض می شود:
1. کاشت ناخن و مژه مصنوعی در صورتی که برای زینت انجام می شود و خانم می داند که در زمان وضو و غسل امکان برطرف کردن آن را ندارد، جایز نیست.
2. کسی که ناخن یا مژه مصنوعی کاشته، لازم است برای وضو و غسل آن را برطرف کند هر چند هزینه داشته باشد و با توجه به امکان جدا سازی، چنانچه فرد بر ندارد و جدا نکند وضو و غسل صحیح نیست.
3. کسی که ناخن و مژه مصنوعی را با وجود امکان جدا سازی برندارد، وضو و غسل او باطل است و با توجه به ناقص بودن وضو و غسلش توقفش در مساجد جایز نیست و همچنین نماز فرد باطل و روزه های فرد دچار اشکال می شود.
خداوند توفیق انجام دستورات دینی را به همه ما عنایت بفرماید به برکت صلواتی بر محمد و آل محمد
گفتار روز
توضیحات
در این لحظات معنوی، کلامی از پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) را یادآوری میکنیم که زنگ خطر را برای همه ما به صدا در میآورد. حضرت فرمودند:
« : ثَلاثٌ أخافُهُنَّ عَلى اُمَّتی مِن بَعدی : الضَّلالَةُ بَعدَ المَعرِفَةِ ، و مُضِلاّتُ الفِتَنِ ، و شَهوَةُ البَطنِ و الفَرجِ ».
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) بر امت خود از سه خطر بزرگ بیمناک بودند:
1. گمراهی پس از شناخت: اینکه بعد از جای گرفتن معارف نورانی در دل، انسان آن را بر اثر جهالت یا شبهه از دست بدهد و مسیرش را برگرداند.
2. فتنههای گمراهکننده: فتنهها حوادثی هستند که در زندگی انسان پیش میآیند و فضا را غبارآلود میکنند. در این فضای غبارآلود، صفوف حق و باطل مشخص نیستند و همین باعث گمراهی بعضیها میشود. گاهی اوقات این فتنه، فقر است، گاهی اوقات ثروت و غنا است و گاهی اوقات رسیدن به قدرت. باید همواره مواظب باشیم که این فتنهها باعث گمراهی ما نشوند.
3. شهوت شکم و فرج: گرایشهای افراطی جنسی و شکمچرانی. این خطر به اندازهای جدی است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن را همردیف «گمراهی بعد از معرفت» قرار دادهاند و گرفتاریهای شهوانی گاهی میتواند انسان را از جاده حقیقت و حتی از دین خارج کند.
در جوار امام رئوف (علیهالسلام)، خداوند ما را از این خطرات بزرگ حفظ فرماید.به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
المسألة الثامنة: الرشوة
جلسه 203، 1386/10/3
حدیث اخلاقی
فی الکافی عن النبی(صلیاللهعلیهوآله): ثلاثةٌ اخافهنّ علی امّتی من بعدی ، الضلالة بعد المعرفة ، و مضلاّت الفتن ، و شهوة البطن و الفرج .
سه چیز است که بر حسب طبیعت متعارف جوامع بشری برای مجموعههای انسانی پیش میآید، امّا از خطرات آن بایستی مراقبت کرد . لذا حضرت میفرمایند: بر امت خودم از این سه چیز بیمناکم .
1- بعد از آنکه معارف الهی در دل و ذهن مردم جای گرفت ، دچار گمراهی بشوند ، بر اثر جهالتها ، بر اثر وسوسه و شبهات آن معارف والا و نورانی را از دست بدهند . و از راهی که میروند مسیر را بر گردانند .
2- فتنههای گمراه کننده : فتنه های گمراه کننده یا ضلالتهایی که از فتنه ها ناشی میشوند ، گاهی این فتنه ، فقر است ، گاهی اوقات غنی است و گاهی اوقات رسیدن به قدرت است و گاهی زیر فشار قدرتها قرار گرفتن است . حوادث و فتنه هایی که در زندگی پیش میآید و فضا را غبار آلود میکند ، موجب گمراهی بعضیها میشود . فرض کنید در زمان امیر المؤمنین)علیه السلام( از آن طرف افراد موجّهی در مقابل امیر المؤمنین)علیه السلام( میایستند ، علی الظاهر به خدا دین و معنویت هم دعوت میکنند امّا فتنه است ! به این معنا که فضا غبار آلود است ، صفوف مشخص از یکدیگر نیست ، این هم مایة گمراهی بعضیها میشود . لذا باید مواظب بودکه این فتنه ها پیش نیاید ، یا اگر چنانچه پیش آمد مایة گمراهی نشود .
3- شهوت بطن و شهوت فرج : یعنی آن گرایشهای افراطی که انسان به خورد و خوراک و شهوترانیهای جنسی دارد ، این هم مایة بیم است، پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) شکم چرانی و شهوت را در ردیف الضلالة بعد المعرفة قرار میدهد ، اینقدر اینها خطرناکاند ، بعضی خیال میکنند که این چیزها درجة دو است ، مردم دینشان ، ایمانشان محفوظ است ، فسقی میکنند ، نه ، اینطور نیست ، این گرفتاریهای شهوانی گاهی انسان را از دین هم خارج میکند ! گرفتاری شکم و گرفتاری شهوت جنسی ، اوّل به صورت یک عارضه است ، به تدریج انسان را از جادة حقّ و حقیقت خارج میکند . «ثمّ کان عاقبة الذین اساؤ السوأ أن کذّبوا بایات الله» عمل گناه آلود ، گاهی انسان را از مسیر معرفت و حقیقت و اعتقاد صحیح هم منحرف میکند . «الشافی : صفحة 507»
گفتار روز
توضیحات
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم.رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «النّاس معادن کمَعادنِ الذهبِ و الفضّة» (مردم مانند معادن طلا و نقره هستند).
این حدیث کوتاه، سه پیام بسیار مهم درباره شخصیت و وجود ما دارد:
۱. درون هر فرد، یک گنج پنهان است (ارزش پنهان):
باطن و درون ما بسیار باارزشتر از ظاهر ماست . درست مثل معدن که ظاهرش سنگ و خاک معمولی است، اما زیر همان خاک، یک عنصر گرانبها مثل طلا و نقره پنهان شده است . خداوند در وجود هر یک از ما استعدادهای پنهان و متراکمی قرار داده که قابل مقایسه با چیزهای ظاهری نیست .
۲. این گنج را بشناسید و قدرش را بدانید (خودشناسی):
اگر کسی نداند طلا چیست و چه ارزشی دارد، ممکن است وقتی به آن برخورد کند، آن را رها کند. ما باید قدر این استعدادهای خدادادی را بدانیم. اولین قدم برای رشد، این است که ارزش آن چیزی را که خدا در ما گذاشته است، بشناسیم.
۳. گنجها با کار و تلاش به دست میآیند (شکوفایی):
برای استخراج طلای پنهان در معدن، باید تلاش و زحمت کشید و روی آن کار کرد. استعدادهای ما هم همینطور هستند؛ برای اینکه شکوفا شوند و به نتیجه برسند، به همّت و تلاش مستمر نیاز دارند. اگر تلاش نکنیم، ممکن است استعداد ما کشف نشود و مظلوم واقع شویم .
متن اصلی:
المسالة السادسة و العشرون: التکسب بالواجب
جلسه 532، 1391/11/23حدیث:
و من کلام له(صلیاللهعلیهوآله): النّاس معادن کمَعادنِ الذهبِ و الفضّة.(1)
آنچه در این جملۀ شریف کوتاه و پرمغز مورد نظر است، وجود استعدادهای پنهان در هر فردی از افراد انسان است. در این حدیث میخواهد بفرماید: همچنان که معادنی وجود دارد که در اینها طلا و نقره هست، این دو را به عنوان مثال ذکر کردند. ظاهر معدن، سنگ و خاک است، چیزی محسوس نیست، امّا اگر بکاوید، اگر بشناسید، اگر قدر بدانید، در زیر همین سنگ و خاک معمولی، یک عنصر گرانبها پیدا خواهید کرد که ارزش آن با ارزش آنچه در ظاهر دیده میشود، قابل مقایسه نیست. مثل طلا، نقره و سایر معادن. وجه شباهت انسانها با معادن:
1- در انسانها یک ظاهری وجود دارد که انسان در حرکات و سکَنات و گفتار و رفتار انسانها، اینها را میبیند، امّا یک باطنی هم وجود دارد که آن عبارت است از استعدادهای متراکمی که در وجود انسان خدای متعال گذاشته است. البته این استعدادها یکسان نیستند، چنانچه معادن یکسان نیستند، امّا همه در این جهت شبیه هماند که آنچه در کُمون و باطن وجود انسان است، بسی ارزشمندتر است از آنچه در ظاهر مشاهده میکنید.2- همچنان که اگر روی معدن کار کردید، تلاش کردید، زحمت کشیدید، میتوانید به آن مادۀ ذیقیمتی که در آن هست، برسید. در انسان هم همینطور است، احتیاج به تلاش دارد، باید کسانی سعی کنند این استعدادها را به فعلیت برسانند.3- شرط لازم استکشاف این است که آن مادۀ قیمتی را بشناسید. کسی که نداند طلا چیست، نقره چیست، اگر در این معدن به طلا هم برخورد بکند، چون نمیشناسد، از آن صرفنظر خواهد کرد! باید بدانید طلا یعنی چه و چه ارزشی دارد، بعد زحمت بکشید، طلا را استحصال کنید. در انسان هم همینطور است، مربّیان، خصوصاً مربّیان کودکان و جوانان که میخواهند از این استعدادهای خدادادی که در انسانهاست استفاده کنند، باید این استعدادها را بشناسند، قدر این استعدادها را بدانند، بعد دنبالش بروند.4- همچنان که در زمینشناسی، تحقیق میکنیم ببینیم آیا این زمین دارای معدن هست یا نیست؟ معدن آن چیست؟ اندازه و حجم آن چقدر است؟ راه استخراج آن چیست؟ در مورد انسانها هم همینطور است. بعضی استعدادهای برجسته و فراوانی دارند، بعضی استعدادهای کمتری دارند.5- نوع معادن متفاوت است ولی همه در زندگی لازماند، یک جا طلا لازم است، یک جای دیگری نقره لازم است. آنجایی که از نقره باید استفاده کنید، اگر از طلا استفاده کردید، به نتیجه نمیرسید. آنجایی که از آهن باید استفاده کنید، اگر از طلا استفاده کردید، به نتیجه نمیرسید. هر کدام برای یک کاری لازم است. انسانها نیز با استعدادهای گوناگونشان تأمینکنندۀ نیاز جوامع بشری برای سیر الی الله و سیر الی الکمالاند، همۀ این استعدادها باید استخراج بشود. این، وظیفۀ مربّیان جوامع را و وظیفۀ حکومتها را سنگین میکند. استعدادیابی، استعدادشناسی، قدر استعداد را دانستن، راه و روش استخراج این استعدادها و به فعلیت رساندنِ آنها را دانستن، بعد با ظرافتِ تمام و همّت و تلاش مستمر این را دنبال کردن، این آن چیزی است که بروزِ استعدادها را نتیجه خواهد بخشید. پیغمبران این کار را میکردند؛ و واتَر إلیهم أنبیائَه لِیَستأدوهم میثاقَ فِطرَتِه و یُذَکِّروهم مَنسیَّ نِعمَتِه و یحتجّوا علیهم بالتبلیغ و یُثیروا لهم دفائن العُقول(2)، پیغمبران خرد انسانها را برمیآشفتند، آنها را به کار وامیداشتند.
این، همان پرورش استعدادها است، به هیچ انسانی نبایستی با نگاه تحقیر نگاه کرد، چه بسا در او یک استعدادی هست که جامعه به آن استعداد، نهایت نیاز را دارد. بله، بعضیها هفتاد، هشتاد سال هم عمر میکنند، از دنیا میروند، استعدادشان کشف نمیشود، اینها مظلوم واقع میشوند. اگر استعدادِ او کشف میشد، ممکن بود یک نابغهای بشود، یک شخصیت برجستهای بشود. این وظیفۀ مربّیان جامعه از جمله روحانیون، معلّمان، دستگاههای مختلف تربیتی را زیاد میکند. مبادا به این استعدادها بیاعتنایی بشود. [1]. امالی شیخ طوسی، صفحۀ 136 .
گفتار روز
توضیحات
سلام علیکم.بسم الله الرحمن الرحیم.
یکی از چیزهایی که در توبه واقعی موثر است اداء حقوق مردم است و یکی از مصادیق حق الناس و حق مردم، حقوق غیر مالی است مثل اینکه انسان از یک مسلمانی پشت سرش بدگویی کند یا او را تحقیر و خوار کند یا اینکه او را با رفتار یا زبانش مورد اذیت و آزار قرار دهد یا اینکه او مورد تمسخر یا استهزا خودش قرار دهد یا اینکه به او تهمت و نسبت ناروا بدهد که نسبت به ادا این حقوق، یادآوری و توجه به چند نکته لازم است:
1. ابتدا بر شخصی که مرتکب این گناهان خانمان سوز و برهم زننده امنیت روانی افراد می شود، توبه واقعی از گناه می باشد یعنی از گذشته پشیمان و تصمیم واقعی بگیرد که این گناه را ترک کند.
2. به نظر تعداد زیادی از مراجع از جمله امام خامنه ای حلالیت طلبیدن از فردی است که این گناه را در حق او انجام داده ایم و نسبت جایی که فرد تهمتی زده علاوه بر حلالیت جبران اشتباه است یعنی به کسانی که اتهام را برای آنها نقل کرده ایم، واقعیت را بیان کنیم.
3. در جایی که حلالیت طلبیدن یا تصحیح اشتباه نسبت به تهمت امکان پذیر نیست یا با سختی بسیار زیاد غیر قابل تحمل همراه است یا حلالیت طلبیدن دچار زمینه ساز آسیبهای بدتر اجتماعی همراه است مثل اینکه ناراحتی و کدورتها میان دو طرف خیلی بیشتر می شود در این صورت گنهکار برای خودش و طرف مقابل طلب آمرزش کند و کارهای خیر انجام دهد.
خداوند توفیق ادا حقوق مردم را به همه ما عنایت بفرماید به برکت صلواتی بر محمد و ال محمد
گفتار روز
توضیحات
بسم الله الرحمن الرحیم. در این لحظات نورانی، کلامی کوتاه و نوارنی از حضرت امام صادق (علیهالسلام) را مرور میکنیم. حضرت سه توصیه مهم برای سعادت ما فرمودهاند:
توصیه اول: مَن صدَقَ لسانُهُ زَکَی عَمَلُهُ. کسی که زبانش صادق باشد، عملش پاکیزه میشود.صدق به این معناست که انسان به حقیقت و واقعیت اهمیت میدهد. وقتی زبان انسان راستگو باشد، عمل او نیز پاکیزه میشود. در واقع صدق در زبان، نشانهی یک خصلت درونی است که در تمام اعمال ما خود را نشان میدهد.
توصیه دوم: وَ مَن حَسُنَت نِیَّتُهُ زِیدَ فی رِزقِهِ. و کسی که نیتش نیکو باشد، روزیاش زیاد میشود. خاصیت نیت خوب این است که روزی و رزق انسان نیکو میشود. نیکو شدن رزق لزوماً به معنای ثروتمند شدن نیست، بلکه به معنای روزی حلال، پاکیزه، گوارا، بیمنت و بدون دغدغه و نگرانی است. اگر ما نسبت به کسانی که در جامعه با آنها در ارتباطیم، بدخواهی نداشته باشیم و نیتمان خوب باشد، رزق ما نیز پاکیزه و نیکو خواهد شد.
توصیه سوم:وَ مَن حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهلِ بَیتِهِ مُدَّ لَهُ فی عُمرِهِ. و کسی که با خانوادهاش خوشرفتار باشد، عمرش طولانی میشود. این خوشرفتاری شامل حسن اخلاق، وفاداری و رعایت کامل حقوق همسر و فرزندان میشود. محیط خانواده باید محیط سکینه و آرامش باشد.
در این آستان قدسی از خدا میخواهیم که زبان ما را صادق، نیت ما را نیکو و رفتار ما با خانواده را نیکو گرداند به برکت صلوات بر محمد و ال محمد
المسالة الثالثة العشرة: الغناء
جلسه 262، 1387/11/20
حدیث:
فی الکافی، عن الصادق(علیهالسلام): من صدَق لسانه زکی عمله. و مَن حسُنت نیّتُه زید فی رزقه. و مَن حسن برّه بأهل بیته مدّ له فی عمره.
صدق: خاصیّت صدق این است که عمل انسان پاکیزه میشود، پاکیزگی عمل یعنی: دوری آن از ریا و از نیتهای نادرست، قرارگرفتن عمل برای خدا، چون صدق در لسان حاکی از یک سجیّهای در انسان است، که به واقع امر، به حقیقت، اهمیّت میدهد و آن را بزرگ میشمارد. این سجیّه فقط در لسان ظاهر نمیشود، بلکه در عمل هم قهراً خودش را نشان میدهد: «من المؤمنین رجالٌ صدقوا ما عاهد الله علیه». صدقِ عملی یعنی عمل یا عبادتی که انجام میدهد، آن عبادت مخلوط به ریا و انگیزههای غیرخدایی نیست.
حُسن نیّت: خاصیت حسن نیّت این است که کسانی که نیت خوبی دارند، رزق آنها نیکو میشود. نیکو شدن رزق به معنای این نیست که حتماً انسان ثروتمند شود، بلکه بمعنای رزق حلال، رزق طیّب و طاهر، رزق گوارا، رزق بیمنت، رزق بدون دغدغه، و از این قبیل است. اگر انسان نسبت به افرادی که در جامعه با آنها معاشر است، نیّت خوب داشته باشد، بدخواهی نداشته باشد، این، موجب میشود که رزق او نیکو و پاکیزه بشود.
خوش رفتاری با خانواده: حضرت در ادامه میفرمایند: کسی که با خانوادۀ خود، همسر و فرزندان خود نیکویی کند، عمرش طولانی میشود. محیط خانواده، محیط امن و آرامش و سکینه برای انسان است. برّ به اهل بیت یعنی با آنها رفتار خوش و حسن اخلاق داشته باشد، وفا داشته باشد، و حقوق همسر و فرزندان را رعایت بکند. الشافی، صفحه 551.
گفتار روز
توضیحات
سلام علیکم .بسم الله الرحمن الرحیم. . در این لحظات نورانی، کلامی کوتاه و نوارنی از حضرت امام صادق (علیهالسلام) را مرور میکنیم. امام صادق در روایتی کوتاه می فرمایند:*لاتَدَع طَلَبَ الرِّزقِ مِن حِلِّه. فإنّه أعوَنُ لک علی دینِک.* طلب روزی از راه حلال را رها مکن، زیرا این کار برای حفظ دینت بهترین یاور توست.
*دو نکتۀ مهم، کاربردی و جذاب از این حدیث شریف:*
*۱. کار حلال، عین دینداری است (ردّ رهبانیت)
*
این تفکر که عبادت فقط در گوشۀ مسجد نشستن و دست کشیدن از کار و زندگی است، از نظر ائمه اطهار بهشدت نفی شده است. امام صادق علیهالسلام فرمودند: تلاش برای به دست آوردن روزی حلال را رها نکنید. چرا؟ چون این تلاش، به شما کمک میکند دینتان را بهتر حفظ کنید؛ این کار برای نگهداری و حفظ دینتان بیشترین کمک را به شما میکند. پس کار حلال نه تنها با دینداری منافاتی ندارد، بلکه ابزار حفظ دین و دوری از وابستگی به دیگران است.
*۲. هدف زندگی مالی: «کفاف» نه «حرص»
*
در این حدیث به ما آموخته میشود که هدف از تلاش مالی، حرص ورزیدن بر مال دنیا و جمع کردن ثروت زیاد نیست. بلکه بزرگان ما فرمودهاند هدف باید رسیدن به «الکفاف و العفاف» باشد. کفاف یعنی رسیدن به یک زندگی معمولی و متعارف که در آن، راحت بتوانید گذران عمر کنید و نیازهایتان برآورده شود. و عفاف یعنی خویشتنداری و عفت ورزیدن نسبت به هرآنچه فراتر از این زندگی معمولی است.
و فرزندان میشود. محیط خانواده باید محیط سکینه و آرامش باشد.
از خدای متعال میخواهیم به برکت کلام اهل بیت علیهم السلام و در سایۀ حضرت رضا علیهالسلام، رزق حلال را نصیب همۀ ما بگرداند.
متن اصلی:
الفصل الثانی: فی قواطع السفر
جلسه 300، 1397/2/4
حدیث:
عن عَمرو بن سیف الازدی قال: قال لی ابوعبدالله جعفرُ بنُ محمدٍ«علیهماالسلام»: لاتَدَع طَلَبَ الرِّزقِ مِن حِلِّه. بعضی خیال میکنند عبادت و بندگی خدا در این است که از همۀ کارهای دنیا دست بشویند، یک گوشهای بنشینند عبادت کنند؛ این تفکر، امروز هست! در گذشته هم بوده است بطور ویژه. حضرت میخواهند این را نفی کنند، میفرمایند: طلب رزق از راه حلال را رها نکن! خیال نکنید که این، دنیاپرستیِ مذموم است. انسان برای رزقْ از راه حلال باید تلاش کنند، کسی تصور نکند که این با دینداری و آخرتطلبی منافات دارد؛ فإنّه أعوَنُ لک علی دینِک، این بیشتر کمک میکند برای نگهداری و حفظ دینت. بله، برای دنیا، حرص نباید زد. آنچه نقل شده است از بزرگان، از ائمه«علیهمالسلام» ، الکِفاف و العفاف است. در باب رزق، دنبال زیاده نباید بود، دنبال کفاف باید بود، آنقدری که کفایت کند. کفایت هم فقط نان خالی و نان پنیر نیست، کفاف یعنی: زندگیِ معمولیِ متعارف مردم. این، کفاف است. زندگیای که انسان بتواند در آن، راحت، گذران بکند. و العفاف، یعنی نسبت به ماعدای این، انسان عفت بورزد. از پیغمبر اکرم نقل شده است که فرمودند: من مایلم یک روز سیر باشم، یک روز گرسنه باشم؛ آنروزی که سیرم، خدا را شکر کنم، آنروزی که گرسنهام، از خدا طلب کنم، یعنی همهاش با خدا سر و کار داشته باشم. وقتی انسان، خدا را وارد زندگی میکند در همۀ ابعاد، اینطوری است. طلب رزق هم میتواند برای خدا باشد، بعد فرمود: إعقِل راحِلَتَک و توکَّل! همین با توکل زانوی اُشتر ببند که مولوی گفته است، این، مضمون این حدیث است. یعنی: اتومبیلت را در آنجایی که پارک میکنی، قفل و زنجیر بکن که آنرا دزد نبرد، اما توکل کن به خدا! نمیخواهد تا صبح بالای سرش بایستی. یعنی کارِ عقلائی را انجام بده، مابقی را به خدای متعال واگذار کن! این است. راحله را عقال بکن! رهایش نکن! رهایش کنی، میرود یا میبرندش؛ عِقالش کن! پایش را ببند، بعد توکل کن بر خدا! یعنی انسان هم توکل به خدای متعال بکند، به قدرت غیبی الهی متّکی باشد، هم آن کاری را که بایستی انجام بدهد، به حسب عادی، به حسب طبیعت، قوانین طبیعی که آن را هم خدای متعال قرار داده است، کار را انجام بدهد.
گفتار روز
توضیحات
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم .
یکی از مسائل پر سوال واگذاری امتیاز وام است، چند نکته کوتاه درباره حکم شرعی واگذاری امتیاز وام:
1.واگذاری امتیاز وام یا تسهیلات روش صحیح آن این است که صاحب امتیاز وام، با هماهنگی بانک امتیاز وام خودش را به متقاضی امتیاز انتقال دهد تا به بانک معرفی شود و در نتیجه بانک به خریدار امتیاز، وام را پرداخت کند.
2. واگذاری امتیاز وام یا تسهیلات چنانچه خلاف مقررات بانک باشد، صحیح نیست. مثلا اگر وام ازدواج امتیازش مخصوص زوجین هست و از جهت مقررات بانکی قابل انتقال نیست، نمی توان آنرا به دیگری واگذار کرد.
3. اگر واگذاری از جهت مقررات بانکی مجاز باشد، و وام مشروعی باشد، انتقال دهنده می تواند مبلغی را جهت انتقال وام بر اساس توافق طرفین بگیرد.مثلا متقاضی بگوید اگر امتیاز را به من انتقال بدهی فلان مبلغ به تو می دهم.
خداوند توفیق کسب روزی حلال به همه ما عنایت بفرماید به برکت صلواتی بر محمد و ال محمد.
منابع:امام خامنه ای استفتائات،ایت الله مکام سایت معظم له، خرید و فروش امتیاز وام، ایت الله سیستانی رساله جامع ج 4مساله 1489
گفتار روز
توضیحات
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم. برخی از مومنین سوال می کنند: به مجلس عروسی یا جشن تولدی دعوت شده ایم که همراه با گناه است وظیفه چیست؟ فرقی می کند مجلس خواهر یا فامیل نزدیک یا بیگانه باشد؟
در جواب عرض می شود :
اولا :اگر در مجلسی شراب باشد مثلا سر سفره یا روی میز، شراب است حضور و شرکت در چنین مجلسی مطلقا حرام است و به هیچ وجه مجاز به ماندن در آنجا نمی باشد. و انسان نباید رضایت مخلوق را بر معصیت خالق ترجیح بدهد.
ثانیا :اگر مجلس شراب نباشد اما از جهت دیگری گناه صورت می گیرد مثلا آهنگ رقص آور پخش می شود یا غیبتی صورت می گیرد اگر حضورش به گونه ای است که سبب ارتکاب گناه مثل گوش کردن به آهنگ حرام می شود یا حضورش تایید و امضای گناه در مجلس می باشد، هرچند مرتکب گناه نشود در این صورت حضور فرد در چنین مجلسی گناه و معصیت است( البته ضمنا برخی مراجع از جمله حضرت امام (جهت اطلاع :مانند حضرت امام - اقای مکارم ) شرکت در چنین مجالسی مطلقا جایز نیست.)
سوما: در هر مجلس گناهی چنانچه شرایط نهی از منکر وجود داشته باشد باید نهی از منکر صورت بگیرد هر چند نهی از منکر
تذکر دسته جمعی باشد باید این کار صورت بگیرد.(رساله اموزشی رهبر معظم انقلاب، حضور درمجلس معصیت ص345 ، استفتائات ایت الله سیستانی س 198 احکام مجلس عروسی،مکارم:استفتائات 2/س719، استفتاءات (امام خمینى)، ج3، ص: 148)
خداوند متعال توفیق شناخت گناه و ترک گناه را به همه عنایت فرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
گفتار روز
توضیحات
سلام علیکم. بسم الله الرحمن الرحیم.
از امام علی علیه السلام روایت شده که فرمودند : لا تأمَن عَلَی نَفسِکَ صَغیرَ مَعصیةٍ فَلَعَلَّکَ مُعَذِبٌ عَلَیهِ.خودت را از (عقوبت) گناه کوچک در امان نبین، چه بسا که به خاطر همان کیفر بینی.(نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 197 ، در خطبه 140)
یکی از نعمت های خداوند نعمت شنوایی است و می توان با این نعمت از شنیدن بسیاری از صداها بهره برد اما خدا متعال شنیدن برای برخی از صداها را بر انسان به جهت مفاسدی که بر روح انسان دارد حرام کرده است که برخی از انها اشاره می شود:
1. شنیدن موسیقی حرام که عرفا مناسب مجالس لهو است، یعنی شنونده موسیقی خودش تشخیص می دهدکه این اهنگ عرفا در مجالس لهو استفاده می شود مثل آهنگ هایی که در پارتی های شبانه یا مجالس رقص پخش می شود حتی اگر خود شنونده تحت تاثیر قرار نگیرد؛ ولی صدایی که شک دارد مناسب با مجالس لهو هست یا نه، مانعی ندارد. (مشهور؛ نظر غیر مشهور:مطلقا حرام است: فتوی:گلپایگانی، صافی؛ بنابر احتیاط واجب: بهجت و وحید)
2. گوش کردن به صدای نامحرم اگر به همراه لذت یا ترس افتادن در گناه باشد
3. شنیدن غیبت و تهمت و سکوت در برابر آن
4. شنیدن صحبت هایی که سبب فساد و انحراف اخلاق یا عقیده می شود و یا گوش دادن به برخی سخنان و کلیپ هایی که در فضای مجازی بر ضد دین و نظام اسلامی پخش می شود و باعث بدبینی به مومین و نظام اسلامی می شود.
خداوند متعال برکات آسمانی خودش را با خیر و عافیت بر ما نازل بفرماید به برکت صلوات بر محمد و ال محمد